یادداشت طراح پوستر نمایش «خاطرات و کابوس‌های یک جامه‌دار»


مریم خسروانی طراح پوستر نمایش «خاطرات و کابوس‌های یک جامه‌دار از زندگی و قتل میرزاتقی‌خان فراهانی» طی یادداشتی در خصوص روند طراحی پوستر این اثر، توضیحاتی را ارائه داد.

«اولین مواجهه من با «خاطرات و کابوس‌های یک جامه‌دار…» اثر رفیعی، اولین آشنایی من با مفهومی به نام پوستر نیز بود، وقتی سال‌ها پیش، در دوران کودکی پوستر این نمایش که اثری از قباد شیوا بر مبنای عکسی تکان‌دهنده از بهمن جلالی بود، توجه من را به خود جلب کرد.

۳۸ سال پس از اجرای نخست این نمایش، هنگامی که علی رفیعی تصمیم به بازنویسی و اجرای مجدد آن برای نسل امروز گرفت و در این مسیر از من نیز خواست تا پوستر این کار را طراحی کنم، موقعیتی ویژه و باورنکردنی نصیب من شد تا بعد از این همه سال، وارد خاطرات جامه‌داری شوم که تصویرش بخشی از خاطرات کودکی و گذشته من بود. از طرفی، مرور متن جدید این نمایش، فرصتی بود تا در این مسیر تصویری از وضعیت امروز و آینده کشورم، در ذهنم نقش ببندد.

بعد از خواندن کامل نمایشنامه و گفتگو با رفیعی، غرق در دنیایی کابوس‌وار، سوررئال، وهم‌آلود و آمیخته به ترس شدم که ناشی از بازی قدرت در این نمایشنامه بود و این نقطه آغاز کار طراحی بود. در طراحی پوستر این نمایش، سعی کردم تا جایی که می‌توانم به نگاه رفیعی در این اثر نزدیک شوم؛ خود را در متن حل کنم و بتوانم ضمن پرداختن به زیبایی‌شناسی اما بیش از آن، بر روی مفهوم این نمایش تأکید کنم و این موضوع را به بیننده منتقل کنم، مفهوم و ایده‌ای که در ذهنم، تلفیقی از ابهام، وهم، تضاد و تقابل زندگی و مرگ بود؛ بیان ایستادگی، قدرت و زنده بودن و در عین حال نشانه‌ای از نیستی و رنگ مرگ را به تن داشتن؛ نمایش جامه‌ای آراسته به نقش و نگار و ضمنا آغشته به خون و حاصل تمامی این حس‌ها و نشانه‌های متضاد شد:

ردای صدراعظمی خالی از کالبد و منتقش به شاهرگ‌های خونین میرزا تقی‌خان فراهانی.»

 

به‌اشتراک‌گذاری نوشته

بدون نظر

نظر بدهید